ای آتش بخت سوی گردون رفتی (1689)
-
اندازه متن
+
ای آتش بخت سوی گردون رفتی
وی آب حیات سوی جیحون رفتی
با تو گفتم که بیدلم من بیدل
بیدل اکنون شدم که بیرون رفتی
ای آتش بخت سوی گردون رفتی
وی آب حیات سوی جیحون رفتی
با تو گفتم که بیدلم من بیدل
بیدل اکنون شدم که بیرون رفتی
مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند بوی خود را واهلد در حال و زلفش…
امروز سماعست و سماعست و سماع نورست شعاعست و شعاعست و شعاع
این عشق مطاعست و…

