ای آنکه تو خون عاشقان آشامی (1692)
-
اندازه متن
+
ای آنکه تو خون عاشقان آشامی
فریاد ز عاشقی و بیآرامی
ای دوست منم اسیر دشمن کامی
آخر به تو باز گردد این بدنامی
ای آنکه تو خون عاشقان آشامی
فریاد ز عاشقی و بیآرامی
ای دوست منم اسیر دشمن کامی
آخر به تو باز گردد این بدنامی
ای بانگ رباب از کجا میآئی پرآتش و پر فتنه و پر غوغائی
جاسوس دلی و…
یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی شاگردِ که بودی که چنین استادی؟
خوبی و…

