ای آنکه ره گریز میاندیشی (1693)
-
اندازه متن
+
ای آنکه ره گریز میاندیشی
تو پنداری که بر مراد خویشی
شه میکشدت مجوی با شه بیشی
که را بکند شهنشه درویشی
ای آنکه ره گریز میاندیشی
تو پنداری که بر مراد خویشی
شه میکشدت مجوی با شه بیشی
که را بکند شهنشه درویشی
حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا صدنا عنکم ظباء حسدونا فابینا
و تلاقینا ملاحا فی فناکم خفرات…
یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا
نوح تویی،…

