ای بر سر بازاری دستار چنان کرده (2326)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۳
-
اندازه متن
+
ای بر سر بازاری دستار چنان کرده
رو با دگران کرده ما را نگران کرده
ما را بگزیده لب کیم بر تو امشب
و آن خلوت چون شکر یا لب شکران کرده
با صدق ابوبکری چون جمله همه مکری
کو زهره که بشمارم این کرده و آن کرده
زهد از تو مباحی شد تسبیح صراحی شد
جان را که فلاحی شد با رطل گران کرده
جان شد چو کبوتر جان زوتر هله زوتر جان
ای تن تنتن کرده تن را همه جان کرده
از عشق شب زلفت آن ماه گدازیده
وز پرتو رخسارت خورشید فغان کرده
ای دفتر هر سری شمس الحق تبریزی
ای طرفه بغدادی ما را همدان کرده
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد (784)
گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد جان من و آن جملگان میسوزد
ور بانگ برآورم دهان…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
