آکادمی پلیکان

امروز من و باده و آن یار پری زاده (2325)

- اندازه متن +

امروز من و باده و آن یار پری زاده
احسنت زهی خرم شاباش زهی باده

بازیم یکی عشقی در زیر گلیمی به
بر حلقه هر جمعی بر رسته هر جاده

این حلقه زرین را در گوش درآویزم
یعنی که از این خدمت آزادم و آزاده

عشق من و روی تو از عهد قدم بوده‌ست
روی من از اول بد بر روی تو بنهاده

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×