آکادمی پلیکان

ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من (1807)

- اندازه متن +

ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من
وی بس که از آواز قش گم کرده‌ام خرگاه من

کی وارهانی زین قشم کی وارهانی زین دشم
تا دررسم در دولتت در ماه و خرمنگاه من

هر چند شادم در سفر در دشت و در کوه و کمر
در عشقت ای خورشیدفر در گاه و در بی‌گاه من

لیکن گشاد راه کو دیدار و داد شاه کو
خاصه مرا که سوختم در آرزوی شاه من

تا کی خبرهای شما واجویم از باد صبا
تا کی خیال ماهتان جویم در آب چاه من

چون باغ صد ره سوختم باز از بهار آموختم
در هر دو حالت والهم در صنعت الله من

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×