ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای (2986)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۵
-
اندازه متن
+
ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای
یک یک بگو تو راز چو از عین خانهای
از بیم آتش تو زبان را ببستهایم
تا خود چه آتشی تو و یا چه زبانهای
هر دم خرابیی است ز تو شهر عقل را
باد چراغ عقلی و باده مغانهای
یا دوست دوستی تو و یا نیک دشمنی
یا در میان هر دو تو شکل میانهای
گویند عاقلان دم عاشق فسانهای است
شب روز کن چرایی اگر تو فسانهای
ای آنک خوبی تو نشانید فتنهها
عشق تو است فتنه و تو خود نشانهای
ای شاه شاه و مفخر تبریز شمس دین
نور زمینیان و جمال زمانهای
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را (191)
بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را چشمی چنین بگردان کوری چشم بد را
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
