آکادمی پلیکان

ای عقل برو که عاقلی اینجا نیست (198)

- اندازه متن +

ای عقل برو که عاقلی اینجا نیست
گر موی شوی موی ترا گنجانیست

روز آمد و روز هر چراغی که فروخت
در شعلهٔ آفتاب جز رسوا نیست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×