آکادمی پلیکان

ای نور دل و دیده و جانم چونی (1762)

- اندازه متن +

ای نور دل و دیده و جانم چونی
وی آرزوی هر دو جهانم چونی

من بی‌لب لعل تو چنانم که مپرس
تو بی‌رخ زرد من ندانم چونی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×