ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا (86)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۹/۱۱
-
اندازه متن
+
ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
پیوسته چنین بادا چون شیر و شکر با ما
ای چرخ تو را بنده وی خلق ز تو زنده
احسنت زهی خوابی شاباش زهی زیبا
دریای جمال تو چون موج زند ناگه
پرگنج شود پستی فردوس شود بالا
هر سوی که روی آری در پیش تو گل روید
هر جا که رَوی، آیی، فرشت همه زر بادا
وان دم که ز بدخویی دشنام و جفا گویی
میگو که جفای تو حلواست همه حلوا
گرچه دل سنگستش بنگر که چه رنگستش
کز مشعله ننگستش وز رنگ گل حمرا
یا رب دل بازش ده صد عمر درازش ده
فخرش ده و نازش ده تا فخر بود ما را
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت (328)
بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت پرباد چرا نبود سرمست چنین دولت
هر…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
