با تلخی معزولی میری بنمی ارزد (606)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۸/۲۷
-
اندازه متن
+
با تلخی معزولی میری بنمی ارزد
یک روز همیخندد صد سال همیلرزد
خربندگی و آنگه از بهر خر مرده
بهر گل پژمرده با خار همیسازد
زنهار نخندی تو تا اوت نخنداند
زیرا که همه خنده زین خنده همیخیزد
ای روی ترش بنگر آن را که ترش کردت
تا او شکری شیرین در سرکه درآمیزد
ای خسته افتاده بنگر که که افکندت
چون درنگری او را هم اوت برانگیزد
گر زانک سگی خسبد بر خاک سر کویش
شیر از حذر آن سگ بگدازد و بگریزد
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را (97)
رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را خود فاش بگو یوسف زرّین کمری را
در…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
