بر ظلمت شب خیمهٔ مهتاب زدی (1799)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۳
-
اندازه متن
+
بر ظلمت شب خیمهٔ مهتاب زدی
میخفت خرد بر رخ او آب زدی
دادی همه را به وعده خواب خرگوشی
وز تیغ فراق گردن خواب زدی
اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را (212)
اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را بریز خون دل آن خونیان صهبا را
ربودهاند کلاه…
مولانا 
