آکادمی پلیکان

بعد از آن چل روز دیگر در ببست (32-1)

- اندازه متن +

بخش ۳۲ – کشتن وزیر خویشتن را در خلوت

 

 

 

بعد از آن چل روز دیگر در ببست
خویش کشت و از وجود خود برست

چونک خلق از مرگ او آگاه شد
بر سر گورش قیامتگاه شد

خلق چندان جمع شد بر گور او
مو کنان جامه‌دران در شور او

کان عدد را هم خدا داند شمرد
از عرب وز ترک و از رومی و کرد

خاک او کردند بر سرهای خویش
درد او دیدند درمان جای خویش

آن خلایق بر سر گورش مهی
کرده خون را از دو چشم خود رهی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×