بیا کامروز بیرون از جهانم (1519)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۳
-
اندازه متن
+
بیا کامروز بیرون از جهانم
بیا کامروز من از خود نهانم
گرفتم دشنهای وز خود بریدم
نه آنِ خود نه آنِ دیگرانم
غلط کردم نبریدم من از خود
که این تدبیر بیمن کرد جانم
ندانم کآتشِ دل بر چه سان است
که دیگر شکل میسوزد زبانم
به صد صورت بدیدم خویشتن را
به هر صورت همیگفتم من آنم
همیگفتم مرا صد صورت آمد
و یا صورت نیام من بینشانم
که صورتهای دل چون میهمانند
که میآیند و من چون خانه بانم
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
بیا کز غیر تو بیزار گشتم (1498)
بیا کز غیر تو بیزار گشتم وگر خفته بُدَم بیدار گشتم
بیا ای جان که تا…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
