آکادمی پلیکان

چون می‌دانی که از نکوئی دورم (1210)

- اندازه متن +

چون می‌دانی که از نکوئی دورم
گر بگریزم ز نیکوان معذورم

او همچو عصا کش است و من نابینا
من گام به خود نمیزنم مأمورم

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×