آکادمی پلیکان

توبه من درست نیست خموش (1291)

- اندازه متن +

توبه من درست نیست خموش
من بی‌توبه را به کس مفروش

بندهٔ عیب‌ناک را بمران
رحمت خویش را از او بمپوش

تو سمیع ضمیر و فکری و ما
لب ببسته همی‌زنیم خروش

هر غم و شادی‌یی که صورت بست
پیش تصویر توست خدمت کوش

نقش تسلیم گشته پیش قلم
گه پلنگش کنی و گاهی موش

می‌نماید فسرده هر چیزم
همچو دیگ‌ند هر یکی در جوش

می‌زند نعره‌های پنهانی
ذره ذره چو مرغ مرزنگوش

وقت آمد که بشنوید اسرار
می‌گشاید خدا شما را گوش

وقت آمد که سبزپوشان نیز
در رسند از رواق ازرق‌پوش

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×