تُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدهستم (1416)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۸
-
اندازه متن
+
تُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدهستم
ز افسونهاش مجنونم ز افسانهاش سرمستم
بتان بس دیدهام جانا ولیکن نی چنین زیبا
توی پیوندم و خویشم کنون در خویش درجستم
همه شب از پریشانی چنان بودم که می دانی
ولیک این دم ز حیرانی کریما از دگر دستم
از این حالت که دل دارد بگیر و برجهان او را
که من خاکی ز سعی تو ز روی خاک برجستم
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان (2081)
نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان مرا به خوان تو باید هزار حلق و…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
