در آتش خویش چون دمی جوش کنم (1215)
-
اندازه متن
+
در آتش خویش چون دمی جوش کنم
خواهم که دمی ترا فراموش کنم
گیرم جانی که عقل بیهوش کند
در جام درآئی و ترا نوش کنم
در آتش خویش چون دمی جوش کنم
خواهم که دمی ترا فراموش کنم
گیرم جانی که عقل بیهوش کند
در جام درآئی و ترا نوش کنم
یار ما دلدار ما، عالم اسرار ما یوسف دیدار ما، رونق بازار ما
بر دم امسال…
چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم میان مجلس جان حلقه حلقه می گردیم
همیخوریم…

