آکادمی پلیکان

دلدار چو دید خسته و غمگینم (1229)

- اندازه متن +

دلدار چو دید خسته و غمگینم
آمد خندان نشست بر بالینم

خارید سرم گفت که ای مسکینم
دل می‌ندهد ره که چنینت بینم

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×