دل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردی (2522)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۱
-
اندازه متن
+
دل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردی
از آنچ زهره ساقی بیاوردش ره آوردی
چه زهره دارد و یارا که خواب آرد حشر ما را
که امشب مینماید عشق بر عشاق پامردی
زنان در تعزیت شبها نمیخسبند از نوحه
تو مرد عاشقی آخر زبون خواب چون گردی
دلا میگرد چون بیدق به گرد خانه آن شه
بترس از مات و از قایم چو نطع عشق گستردی
مرا هم خواب میباید ولیکن خواب میناید
که بیرون شد مزاج من هم از گرمی هم از سردی
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
بازیچهٔ قدرت خدائیم همه (1614)
بازیچهٔ قدرت خدائیم همه او راست توانگری گدائیم همه
بر یکدگر این زیادتی جستن چیست آخر…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
