آکادمی پلیکان

دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست (330)

- اندازه متن +

دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست
جام از ساقی ربود و انداخت شکست

شوریده برون جست نه هشیار و نه مست
آوازه درافتاد که دیوانه شده است

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×