آکادمی پلیکان

دی از سر سودای تو من شوریده (1626)

- اندازه متن +

دی از سر سودای تو من شوریده
رفتم به چمن جامه چو گل بدریده

از جمله خوشیهای بهارم بی‌تو
جز آب روان نیامد اندر دیده

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×