آکادمی پلیکان

راز را اندر میان نه وامگیر (1106)

- اندازه متن +

راز را اندر میان نه وامگیر
بنده را هر لحظه از بالا مگیر

تو نکو دانی که هر چیز از کجاست
گر خطاها رفت آن از ما مگیر

روستایی گر بوم آن توام
روستایی خویش را رستا مگیر

چون مرا در عشق‌ست ا کرده‌ای
خود مرا شاگرد گیر ستا مگیر

تو مرا از ذوق می‌گیری گلو
تا بنالم گویمت آن جا مگیر

سوی بحرم کش که خاشاک توام
تو مرا خود لایق دریا مگیر

از الست آمد صلاح الدین تمام
تو ورا ز امروز و از فردا مگیر

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×