آکادمی پلیکان

رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار (1103)

- اندازه متن +

رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار
چون مرا دیوانه کردی گوش دار

گفت بنگر گوش من در حلقه‌ایست
بسته ی آن حلقه شو چون گوشوار

زود بردم دست سوی حلقه‌اش
دست بر من زد که دست از من بدار

اندر این حلقه تو آنگه رَه بری
کز صفا دُرّی شوی تو شاهوار

حلقه ی زرین من وانگه شبه
کی رود بر چرخ عیسی با حمار

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×