آکادمی پلیکان

روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید (889)

- اندازه متن +

روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
ای خنک آن را که او روی شما را ندید

من شده مهمان تو در چمن جان تو
پای پر از خار شد دست یکی گل نچید

ای مثل خارپشت گرد تو خار درشت
خار تو ما را بکشت مار تو ما را گزید

با تو موافق شدم با تو منافق شدم
بر دبه عاشق شدم در دبه زیت پلید

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×