آکادمی پلیکان

زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب (311)

- اندازه متن +

زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب
دست نگر پا نگر دست بزن پا بکوب

مسخره باد گشت هر چه درختست و کشت
و آنچ کشد سر ز باد خار بود خشک و چوب

هر چه ز اجزای تو رو ننهد سر کشد
پای بزن بر سرش هین سر و پایش بکوب

چونک نخواهی رهید از دم هر گول گیر
خاک کسی شو کز او چاره ندارد قلوب

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×