ز قند یار تا شاخی نخایم (1525)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۳
-
اندازه متن
+
ز قند یار تا شاخی نخایم
نماز شام روزه کی گشایم
نمیدانم کجا می روید آن قند
کز او خوردم نمیدانم کجایم
عجایب آنک نقلش عقل من برد
چو عقل نیست چونش می ستایم
کی دارد روزه همچون روزه من
کز او هر لحظه عیدی می ربایم
ز صبح روی او دارم صبوحی
نماز شام را هرگز نپایم
چو گل در باغ حسنش خوش بخندم
چو صبح از آفتابش خوش برآیم
زبانم از شراب او شکستهست
ز دستانش شکسته دست و پایم
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
در نِه قدم ار چه راه بیپایانست (316)
در نِه قدم ار چه راه بیپایانست کز دور نظاره، کارِ نامردانست
این راه ز زندگیِّ…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
