آکادمی پلیکان

سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی (2792)

- اندازه متن +

سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی
ز آنک مسی در صفت خلخال زرین نیستی

راست گو جانا که امروز از چه پهلو خاستی
چیز دیگر گشته‌ای تو رنگ پیشین نیستی

در رخ جان رنگ او دیدم بپرسیدم از او
سر چنین کرد او که یعنی محرم این نیستی

دوش آمد خواجه‌ای بر در بگفتش عشق او
سیم و زر داری ولیکن مرد زرین نیستی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×