صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی (2497)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۱
-
اندازه متن
+
صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی
لعل و عقیق میکند در دل کان گداییی
گر ز فلک نهان بود در ظلمات کان بود
گوهر سنگ را بود با فلک آشناییی
نور ز شرق میزند کوه شکاف میکند
در دل سنگ مینهد شعشعه عطاییی
در پی هر منوری هست یقین منوری
در پی هر زمینیی مرتقب سماییی
صورت بت نمیشود بیدل و دست آزری
آزر بتگری کجا باشد بیخداییی
گفت پیمبر به حق کآدمی است کان زر
فرق میان کان و کان هست به زرنماییی
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
هشیار اگر زر و گر زرین است (450)
هشیار اگر زر و گر زرین است اسب است ولی بهاش کم از زینست
هر کو…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
