صد داد همی رسد ز بیدادی تو (1573)
-
اندازه متن
+
صد داد همی رسد ز بیدادی تو
در وهم چگونه آورم شادی تو
از بندگی تو سرو آزادی یافت
گل جامهٔ خود درید ز آزادی تو
صد داد همی رسد ز بیدادی تو
در وهم چگونه آورم شادی تو
از بندگی تو سرو آزادی یافت
گل جامهٔ خود درید ز آزادی تو
ما عاشق عشقیم که عشق است نجات جان چون خضر است و عشق چون آبحیات
وای…
عشوه دادستی که من در بیوفایی نیستم بس کن آخر بس کن آخر روستایی نیستم
چون…

