آکادمی پلیکان

صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی (2832)

- اندازه متن +

صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی
صنما به حق لطفت که میان ما درآیی

تو جهان پاک داری نه وطن به خاک داری
چه شود اگر زمانی به جهان ما درآیی

تو لطیف و بی‌نشانی ز نهان‌ها نهانی
بفروزد این نهانم چو نهان ما درآیی

چو تو راست ای سلیمان همگی زبان مرغان
تو به لب چه شهد بخشی چو زبان ما درآیی

به جهان ملک توی بس نکشد کمان تو کس
بپرم چو تیر اگر تو به کمان ما درآیی

بخرام شمس تبریز که تو کیمیای حقی
همه مس ما شود زر چو به کان ما درآیی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×