آکادمی پلیکان

طایفهٔ نخچیر در وادی خوش (42-1)

- اندازه متن +

بخش ۴۲ – بیان توکل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیر

 

 

 

 

طایفهٔ نخچیر در وادی خوش
بودشان از شیر دایم کش‌مکش

بس که آن شیر از کمین می در ربود
آن چرا بر جمله ناخوش گشته بود

حیله کردند آمدند ایشان به شیر
کز وظیفه ما ترا داریم سیر

بعد ازین اندر پی صیدی میا
تا نگردد تلخ بر ما این گیا

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×