قصابی سوی گولی گوشت انداخت (2)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۳۱
-
اندازه متن
+
قصابی سوی گولی گوشت انداخت
چو دیدش زفت گوشت گاو پنداشت
یکی ران دگر سوی وی افکند
بگفتا «گاو مردهست این زهی گند»
خدا بخشید آنچ اسباب کامست
تو گفتی «چیست این؟» خود داد عامست
کنون شد عام کان با تو بپیوست
نجس شد چونک در کردی درو دست
نسازد گول را بخل و سخاوت
که گردد هر دوش مایهٔ عداوت
گریز از گول اندر سور و ماتم
چو عیسی ای پدر والله اعلم
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
مهم را لطف در لطفست از آنم بیقرار ای دل (1339)
مهم را لطف در لطفست از آنم بیقرار ای دل دلم پرچشمه حیوان تنم در لاله زار ای…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
