آکادمی پلیکان

ماهی تو که فتنه‌ای ندارم ز تو دست (407)

- اندازه متن +

ماهی تو که فتنه‌ای ندارم ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم از تو بخست

می طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×