ماه آمد پیش او که تو جان منی (1950)
-
اندازه متن
+
ماه آمد پیش او که تو جان منی
گفتش که تو کمترین غلامان منی
هر چند بدان جمع تکبر میکرد
میداشت طمع که گویمش آن منی
ماه آمد پیش او که تو جان منی
گفتش که تو کمترین غلامان منی
هر چند بدان جمع تکبر میکرد
میداشت طمع که گویمش آن منی
ای از تو من برسته ای هم توام بخورده هم در تو میگدازم چون از توام فسرده
هزار جان مقدس فدای روی تو باد که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

