ماه آمد پیش او که تو جان منی (1950)
-
اندازه متن
+
ماه آمد پیش او که تو جان منی
گفتش که تو کمترین غلامان منی
هر چند بدان جمع تکبر میکرد
میداشت طمع که گویمش آن منی
ماه آمد پیش او که تو جان منی
گفتش که تو کمترین غلامان منی
هر چند بدان جمع تکبر میکرد
میداشت طمع که گویمش آن منی
شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم تا زان لب خندانت یک خنده بیاموزم
ای…
هر کی در ذوقِ عشق دنگ آمد نیک فارغ ز نام و ننگ آمد
نشود بند…

