معشوق من از همه نهانست بدان (1509)
-
اندازه متن
+
معشوق من از همه نهانست بدان
بیرون ز کمان هر گمانست بدان
در سینهٔ من چو مه عیانست بدان
آمیخته با تنم چو جانست بدان
معشوق من از همه نهانست بدان
بیرون ز کمان هر گمانست بدان
در سینهٔ من چو مه عیانست بدان
آمیخته با تنم چو جانست بدان
شدهست نور محمد هزار شاخ هزار گرفته هر دو جهان از کنار تا به کنار
اگر…
عشق تو از بس کشش جان آمده کشتگانت شاد و خندان آمده
جان شکرخای است لیکن…

