میپنداری که از غمانت رستم (1357)
-
اندازه متن
+
میپنداری که از غمانت رستم
یا بیتو صبور گشتم و بنشستم
یارب مرسان به هیچ شادی دستم
گر یک نفس از غم تو خالی هستم
میپنداری که از غمانت رستم
یا بیتو صبور گشتم و بنشستم
یارب مرسان به هیچ شادی دستم
گر یک نفس از غم تو خالی هستم
بالای سر ار دست زند دو دستم ای دلبر من عیب مکن سرمستم
از چنبرهٔ زمانه…
ای میر ملیحان و مهان شیی الله وی راحت و آرامش جان شیی الله
ای آنکه…

