نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم (1627)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۳
-
اندازه متن
+
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم
چه کمی درآید آخر به شرابخانه تو؟
اگر از شراب وصلت ببَری ز سر خُمارم
چو نیَم سزای شادی، ز خودم مدار بیغم
که در این میان همیشه غم توست غمگسارم
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
آن ظلم رسیدهای که دادش دادی (1661)
آن ظلم رسیدهای که دادش دادی وانغمزدهای که جام شادش دادی
آن بادهٔ اولین فراموشش شد…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
