هر شب که دل سپهر گلشن گردد (844)
-
اندازه متن
+
هر شب که دل سپهر گلشن گردد
عالم همه ساکن چو دل من گردد
صد آه برآورم ز آیینهٔ دل
آیینهٔ دل ز آه روشن گردد
هر شب که دل سپهر گلشن گردد
عالم همه ساکن چو دل من گردد
صد آه برآورم ز آیینهٔ دل
آیینهٔ دل ز آه روشن گردد
سودای توام در جنون میزد دوش دریای دو چشم موج خون میزد دوش
تا نیم شبی…
در من غمِ شب، کور چرا پیچیده است؟ کور است مگر؟ وَ یا که کورم دیده است؟

