هنگام اجل چو جان بپردازد تن (1525)
-
اندازه متن
+
هنگام اجل چو جان بپردازد تن
مانند قبای کهنه اندازد تن
تن را که ز خاکست دهد باز به خاک
وز نور قدیم خویش برسازد تن
هنگام اجل چو جان بپردازد تن
مانند قبای کهنه اندازد تن
تن را که ز خاکست دهد باز به خاک
وز نور قدیم خویش برسازد تن
تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
روزی شنوی…
ز آب تشنه گرفتهست خشم میبینی گرسنه آمد و با نان همیکند بینی
ز آفتاب گرفتهست…

