آکادمی پلیکان

چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد (866)

- اندازه متن +

چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
در چشم‌های مست تو نقاش چون نهاد

چشم تو برگشاید هر دم هزار چشم
زیرا مسیح وار خدا قدرتش بداد

وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم او
کان چشمشان بصارت نو از چه راه داد

گفتم به آسمان که چنین ماه دیده‌ای
سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد

اکنون ببند دو لب و آن چشم برگشا
دیگر سخن مگوی اگر هست اتحاد

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×