آکادمی پلیکان

چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد (637)

- اندازه متن +

چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد
جان در لب تو چو دیدهٔ میم افتاد

نمرود صفت ز دیدگان رفت دلم
در آتش سودای براهیم افتاد

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×