آکادمی پلیکان

چون روز وصال یار ما نیست پدید (639)

- اندازه متن +

چون روز وصال یار ما نیست پدید
اندک اندک ز عشق باید ببرید

میگفت دلم که این محالست محال
سر پیش فکنده زیر لب میخندید

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×