چو نزود نبشته بود حق فرقت ما (42)
-
اندازه متن
+
چو نزود نبشته بود حق فرقت ما
از بهر چه بود جنگ و آن وحشت ما
گر بد بودیم رستی از زحمت ما
ور نیک بدیم یاد کن صحبت ما
چو نزود نبشته بود حق فرقت ما
از بهر چه بود جنگ و آن وحشت ما
گر بد بودیم رستی از زحمت ما
ور نیک بدیم یاد کن صحبت ما
گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر ای دل و جان هر طرف چشم و…
نیست در آخرزمان فریادرس جز صلاح الدین صلاح الدین و بس
گر ز سر سر او…

