آکادمی پلیکان

کس با چو تو یار راز گوید (725)

- اندازه متن +

کس با چو تو یار راز گوید
یا قصه خویش بازگوید

عاقل کردست با تو کوتاه
لیکن عاشق دراز گوید

از عشق تو در سجود افتد
سودای تو در نماز گوید

از ناز همه دروغ گویی
آنچ این دلم از نیاز گوید

من همچو ایازم و تو محمود
بشنو سخنی کایاز گوید

پیش تو کسی حدیث من گفت
گفتی تو که او مجاز گوید

چون زر سخنان من شنیدی
گفتی به طریق گاز گوید

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×