آکادمی پلیکان

گفتم عشقت مرا بت و خویش منست (388)

- اندازه متن +

گفتم عشقت مرا بت و خویش منست
غم نیست غم از دل بداندیش منست

گفتا بکمان و تیر خود می‌نازی
گستاخ مَیَنداز گرو پیش منست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×