آکادمی پلیکان

یا وصال یار باید یا حریفان را شراب (299)

- اندازه متن +

یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
چونک دریا دست ندهد پای نِه در جوی آب

آن حریفان چو جان و باقیان جاودان
در لطافت همچو آب و در سخاوت چون سحاب

همرهانِ آبِ حیوان خضریانِ آسمان
زندگی هر عمارت گنج‌های هر خراب

آب یار نور آمد این لطیف و آن ظریف
هر دو غمازند لیکن نی ز کین بل ز احتساب

آب اندر طشت و یا جو چون ز کف جنبان شود
نور بر دیوار هم آغاز گیرد اضطراب

عرق جنسیت برادر جون قیامت می‌کند
خود تو بنگر من خموشم وهو اعلم بالصواب

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×