آن گوی که طاقت جوابش داری (68)
-
اندازه متن
+
آن گوی که طاقت جوابش داری
گندم نبری به خانه چون جو کاری
آن گوی که طاقت جوابش داری
گندم نبری به خانه چون جو کاری
رفیقی داشتم که سالها با هم سفر کرده بودیم و نمک خورده و بی کران حقوقِ صحبت ثابت شده، آخر…
یکی از علما خورندهٔ بسیار داشت و کَفافِ اندک. یکی را از بزرگان که در او معتقد بود بگفت. روی…

