خورشید که بر جامهٔ درویش افتد (29)
-
اندازه متن
+
خورشید که بر جامهٔ درویش افتد
از بخت نگونش ابر در پیش افتد
خورشید که بر جامهٔ درویش افتد
از بخت نگونش ابر در پیش افتد
تنی چند از روندگان متّفقِ سیاحت بودند و شریکِ رنج و راحت. خواستم تا مُرافقت کنم، موافقت نکردند. گفتم: این…

