مردی نه به قوتست و شمشیرزنی (69)
-
اندازه متن
+
مردی نه به قوتست و شمشیرزنی
آنست که جوری که توانی نکنی
مردی نه به قوتست و شمشیرزنی
آنست که جوری که توانی نکنی
غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد ازو درست نیاید غم غریبان خورد
خواهی که به طبعت همه کس دارد دوست با هر که در اوفتی چنان باش که اوست

